خلاصه‌ای از آنچه که در بیست و پنج بهمن ۱۳۸۹ گذشت

دیروز دوباره سبزها به هم رسیدند و شعار آزادی خواهی را سر دادند …

25 بهمن میعادگاه عاشقان جنبش سبز

1. ایستگاه های قطار و اتوبوس به سمت میدان امام حسین بسیار شلوغ است و همه در تکاپوی رفتن به میعادگاه عاشقان جنبش سبز هستند … در سرتاسر خیابانها مردمانی هستند که گرچه اندکی ترس از تهدیدهای چندروزه ی حکومت در چهرشان مشهود است اما آمده اند برای حمایت از ندای آزادی خواهی رهبرانشان .
جوانان به یکدیگر با دستانشان به علامت پیروزی اشاره می دهند . متاسفانه بسیاری از مردم در طول مسیر، خبری از این حماسه نداشتند برای همین با تعجب از یکدیگر می پرسند : این همه شلوغی برای چیست؟ … برخی محافظه کارانه می پرسند : تجمع با مجوز است یا بی مجوز ؟ … تعدادی مسیرشان را عوض می کنند و از مسیر راهپیمایی خارج می شوند . با چند نفرشان که صحبت می کنم دلیل همراه نشدنشان را با صداقت ترس عنوان می کنند . بسیاری هم کارشان را ول می کنند و در ایستگاه های منتهی به مسیر راهپیمایی پیاده می شوند تا به جمعیت بپیوندند .
در مسیر راهپیمایی پیاده روها مملو از جمعیت است. با نزدیک شدن به ساعت سه بر ماموران افزوده می شود . و البته هنوز از لباس شخصی ها خبری نیست.

2. حضور گسترده ی نیروهای انتظامی و لباس شخصی

در سرتاسر خیابان های منتهی به میدان امام حسین تا آزادی را نیروهای انتظامی اشغال کرده اند … نبود نیروهای بسیج در اطراف، بسیار مشکوک است … اما با کمی تامل به اطراف، اتوبوسهایی را خواهید دید که در خیابانهای فرعی کمین گرفته اند … به گفته ی کسبه، سپاه در سه پایگاه واقع شده در میدان امام حسین و انقلاب و آزادی نزدیک به بیست اتوبوس لباس شخصی را از صبح مستقر کرده است … برای دقیقه ای که در پایگاه بسیج مقداد برای ورود دو ماشین باز می شود، تعدا بسیاری لباس شخصی در اطراف خودرو و موتورهایشان دیده می شوند … حدود بیش از پنجاه موتور سوار یگان ویژه از میدان آزادی به سمت شادمان در حرکتند … در دستانشان پنج نوع سلاح دیده می شود : اول باتوم … دوم تفنگهای پینت بال ( همانهایی که یا آنها گلوله های رنگی شلیک می کنند ) و سوم سلاح مخصوص پرتاب گازها … چهارم تفنگ های ساچمه ای! … پنجم هم سلاح های کمری …
از خیابان جمهوری به ولیعصر پنج ماشین نیروی انتظامی مقادیر بسیاری باتوم و سپر را به سمت دانشگاه تهران حمل می کنند … در زیر پلهای عابر پیاده و همچنین پلهای روگذر نیروهای یگان ویژه مستقر شده اند . موتورسواران یگان ویژه برای ایجاد رعب و وحشت در خیابان ها با ایجاد سر و صدا در حال رفت و آمد هستند .

3. شروع حماسه 25 بهمن

شروع حرکت مردمی در 25 بهمن را می توان شجاعت جوانی دانست که از جرثقیلی بالارفت و پرچم ایران و 25 بهمن را برافراشت. این حرکت برای نیروهای امنیتی خیلی گران تمام شده بود . برای همین مردمی را که در اطراف نظاره گر این حرکت شجاعانه بودند را متفرق می کردند و فحش های رکیکی را به جوان شجاع می دادند … یک خانم که در ماشینش نظار گر ماجرا بود می گفت : خدا می داند این ها که اینچنین در روز روشن این گونه فحاشی می کنند، در خفا چه بلایی را بر سر جوان بیچاره خواهند آورد …
راس ساعت سه مردم یک به یک از حاشیه میدان امام حسین به درون خیابان می ریزند . ماموران هنوز دست به کار نشده اند . جمعیت ابتدایی درون خیابان حدود دویست سیصد نفر هستند و شعار : ای مردم باغیرت … حمایت، حمایت … سر می دهند .
اما همین که بر جمعیت لحظه به لحظه افزوده می شود ماموران با باتوم به مردم سبز اندیش حمله ور می شوند و متفرقشان می کنند . از نکات جالب راهپیمایی دیروز این بود که مردم در طول مسیر راهپیمایی دسته دسته حرکت می کردند. ماموران همین که یک دسته را متفرق می کردند دسته ای دیگر جلوتر تشکیل می شد . همین که ماموران به سراغ دسته ی دیگر حمله ور می شدند یکی دیگر شکل می گرفت که همین امر باعث سردرگمی نیروهای انتظامی شده بود … مردم با اینکه در زیر باتوم نیروهای انتظامی بودند به حرکتشان ادامه می داند و شعار سر می دادند که : نیروی انتظامی، حمایت … حمایت …
شجاعت مردم و از صحنه عقب نکشیدن شان در طول مسیر راهپیمایی نیروی انتظامی را کلافه کرده بود . نیروی انتظامی برای متفرق کردن مردم سبز اندیش از گاز استفاده کرد، اما مردم به راهشان ادامه می دادند.. جمعیت در نقطه نقطه ی مسیر راهپیمایی روبه افزایش است . مردم که راهپیمایی شان را با سکوت شروع کرده بودند با یورشهای نیروهای انتظامی شعارهایی از قبیل : یا حسین ، میرحسین و مرگ بر دیکتاتور را سر می دادند …

4. با افزایش جمعیت سبز اندیش و سردرگمی نیروهای انتظامی، بسیج وارد خیابانها می شود

با افزایش جمعیت سبز اندیش و سردرگمی نیروهای انتظامی، لباس شخصی ها (بسیجیان) وارد خیابانها می شوند . لباس شخصی ها مردم را با انواع سلاح سرد از قبیل باتوم، قمه و چاقو و زنجیر مورد وحشیانه ترین حمله ها قرار می دهند.
لباس شخصی ها وحشیانه به مردم سبز اندیش حمله ور می شوند و همزمان شعار مرگ بر موسوی را سر می دهد . یک جوان در میان جمعیت شعار الله اکبر سر می داد که ناگهان دو بسیجی به سمت وی از میان جمعیت حمله ور شدند و با باتوم ضربات بسیار محکمی برای چندبار به سر این جوان زدند . خون بو که از سر و صورت این جوان دلیر به اطراف پخش می شد . مردم قصد در کمک به این جوان داشتند که مورد حمله ی موتورسواران قرار گرفتند. پلیس برای دور کردن مردم از صحنه از گاز اشک آور و تیر هوایی استفاده کرد. این حمله آنقدر وحشیانه بود که نیروهای انتظامی برای نجات این جوان از زیر دست و پای این دو لباس شخصی وارد صحنه شدند و بعداز کنار کشیدن لباس شخصی ها از دور این جوان که تنها جرمش سردادن الله اکبر بود، وی را که بی هوش بر زمین افتاده بود بردند.
بیشترین دستگیری ها در اطراف چهارراه ولیعصر و اطراف شادمان و توحید دیده می شد. در اطراف کوچه ای که فروشگاه جورابان در نبشش قرار دارد لباس شخصی هایی که گویا کارکنان وزارت اطلاعات بودند در کمین دستگیرشدگان بودند. در ابتدای کوچه را با ماشین و موتور نیروی انتظامی بسته بود . هر شخصی را که دستگیر می کردند چشم بسته به آنها می سپردند. هرچقدر که کتک خورده باشی آنجا داستان تکرار می شود. در مسیری حدودا صد متری این کتک ها به وحشیانه ترین شکل ممکن ادامه دارد تا ببرندت درون ساختمان سفیدی یا سقفی شیروانی که متعلق به وزارت اطلاعات است. تقریبا هر دلیر مردی که دستگیر شده بود را با موتور چشم بسته به آنجا و یا بسیج مقداد منتقل می کردند.

5. اعتراضات در اتوبوسهای مسیر راهپیمایی

با گسترش اعتراضات و حمله های پی در پی لباس شخصی ها به مردم آزادی خواه و همچنین با رسیدن خشونت ها به اوج خود، دختران و زنان برای در امان ماندن از حمله ی لباس شخصی ها سوار بر اتوبوسهای خط واحد شدند و اعتراضات را درون اتوبوسها ادامه دادند.
این شیر زنان درون اتوبوسها با سردادن شعار های : الله اکبر … یا حسین میرحسین … مرگ بر دیکتاتور … خشم خود را از لباس شخصی ها ابراز می داشتند. در چند ایستگاه و با توجه به حرکت کند اتوبوسها و ترافیک بیش از اندازه ی مسیر، لباس شخصی ها قصد در وارد شدن به اتوبوسها را داستند که به کمک مردم و شجاعت راننده اتوبوسها این امر میسر نشد . گرچه در چندین نقطه نیروی انتظامی توسط تفنگهای پینت بال به سمت این اتوبوسها گلوله های رنگین شلیک می کردند و لباس شخصی ها ی موتورسوار نیز از پنجره های باز به سمت شعار دهندگان درون اتوبوسها گاز فلفل خالی می کردند و فحش های رکیک و ناموسی می دادند.

خبرنگار مردمک گزارش داده است که عصر روز دوشنبه ۲۵ بهمن در مسیر میدان امام حسین تا آزادی نیروهای امنیتی و لباس شخصی با مردم درگیر شدند؛ خطوط بی.آر.تی و مترو بسته شد و شمار زیادی ازجمله عده‌ای سالمند بازداشت شدند.

براساس این گزارش تمام چهارراه‌های ارتباطی در مسیر امام حسین تا میدان آزادی که می‌توانست مردم را به هم متصل کند توسط گارد و نیروهای بسیج بسته شده بود و مردم نمی‌توانستند به هم بپیوندند.

در جریان تظاهرات اعتراضی مردم علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم که به بزرگترین ناآرامی در کشور منجر شد، مسیر امام حسین تا آزادی یکی از مسیرهای شناخته شده تظاهرات معترضان و درگیری با نیروهای امنیتی و لباس شخصی گزارش شده است.

در شرایطی که خطوط بی.آر.تی تنها در اختیار نیروهای بسیج بود و چهاراه‌های این مسیر بسته شده بودند، بسیاری از مردم توانستند خود را از خیابان‌های فرعی به میدان آزادی برسانند.

پس از ساعت چهار بعدازظهر حرکت اتوبوس‌های بی.آر.تی در مسیر آزادی به سمت شرق متوقف شد؛ گارد ویژه به شماری از این اتوبوس‌ها حمله کرد و شیشه‌های یک اتوبوس شکسته شد.

شماری از بسیجیان مستقر در مسیر آزادی نیز به یکی دیگر از اتوبوس‌های بی.آر.تی و مسافرانش حمله کردند و به داخل اتوبوس گاز اشک‌آور پرتاب کردند.

خبرنگار مردمک گفته است که درگیری‌های این مسیر در خیابان آزادی نزدیک ایستگاه قریب اوج گرفت که طی آن مردم معترض که برای در امان ماندن از ماموران به سوی پارک اوستا فرار کرده بودند از بالا و پایین پارک موردحمله قرار گرفتند.

در جریان حمله به معترضان در پارک اوستا در خیابان آزادی شمار زیادی ازجمله عده‌ای سالمند دستگیر شدند.

خبرنگار مردمک بازداشت یکی از جوانان را این‌گونه روایت می‌کند: یکی از بازداشت‌شدگان در خیابان آزادی در ایستگاه رودکی پسر جوانی بود که از ناحیه سر و چشم آسیب دیده بود و خون از سر و صورت او جاری شده بود. یک موتورسوار او را سوار موتور خود کرد اما بسیجی‌ها به او حمله کردند و با وجود فریادهای اعتراض مردم حاضر، این جوان مجروح را سوار یک خودروی ون توسی رنگ کردند که مشخص نبود متعلق به کدام نهاد است.

براساس مشاهدات خبرنگار مردمک نیروهای بسیجی و یگان ویژه نیز میدان انقلاب را به محاصره خود درآورده بودند و شماری از این نیروها در اطراف مجسمه میدان انقلاب مستقر شده بودند تا مردم را زیرنظر داشته باشند.

گارد ویژه هم چنین خیابان‌های فرعی در حدفاصل پارک اوستا تا میدان توحید را مسدود کرده بود تا مانع از رسیدن مردم به میدان توحید شود؛ ماموران امنیتی مستقر در این مسیر مردم را بارها مورد ضرب و شتم قرار دادند و به سوی آن‌ها گاز اشک‌آور پرتاب کردند.

درگیری میان نیروهای امنیتی و مردم متعرض به خیابان اسکندر شمالی نیز کشیده شد و چند سلطل زباله در این خیابان آتش زده شد.

خبرنگار مردمک همچنین گفته است که شمار زیادی از نیروهای گارد و بسیج در وزارت کار نزدیک خیابان بهبودی تجمع کرده بودند و پس از پراکنده کردن مردم فریاد «حزب فقط حزب‌الله» سر دادند.

براساس مشاهدات خبرنگار مردمک شماری از زنان و مردان بسیجی مستقر در خیابان آزادی درحالی که پرچم سیاه با نوشته «محمد رسول‌الله» به دست داشتند، از وزارت کار به سمت میدان آزادی راهی شدند و شعار می‌دادند «سبز فقط سبزعلی»، «ماشالله حزب الله» و «جانم فدای رهبر».

نیروهای بسیجی مستقر در ایستگاه‌های مترو در مسیر امام حسین تا آزادی از مردم شرکت کننده در راهپیمایی این مسیر فیلمبرداری می‌کردند.

بسته بودن ایستگاه‌های مترو باعث شد که شمار زیادی از شهروندان در خیابان بمانند. در نبود وسایل حمل و نقل عمومی، ماشین‌های سواری شخصی عده‌ای از تظاهرکنندگان را سوار بر خودرو می‌کردند.

بستن خطوط حمل و نقل عمومی به‌ویژه مترو برای جلوگیری از پیوستن مردم به یکدیگر در محل برگزاری راهپیمایی از اقدام‌های مرسوم نهادهای امنیتی در جریان رویدادهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بوده است.

شرکت کردن مردم در تظاهرات روز ۲۵ بهمن در پاسخ به درخواست مهدی کروبی و میرحسین موسوی، از رهبران مخالف حکومت، صورت گرفته است.

آقای موسوی و آقای کروبی در نامه‌ای که ۱۶ بهمن خطاب به وزیر کشور نوشتند، از او خواستند با صدور مجوز راهپیمایی برای حمایت از «قیام آزادی‌خواهانه مردم تونس و مصر» موافقت کند.

در این نامه مسیر راهپیمایی میدان امام حسین تا میدان آزادی و زمان برگزاری آن ساعت سه بعدازظهر روز دوشنبه ۲۵ بهمن تعیین شده بود.

منبع: http://www.mardomak.org/story/protest_25_bahman_basij_tear_gas

فیلم کامل حمله به کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ پخش شده از بی بی سی

این ویدیو که برای اولین بار از شبکه فارسی بی بی سی پخش شد توسط یکی از بسیجیان با دوربین حرفه ای فیلم برداری شده و حاوی تصاویر دلخراشی از یورش مزدوران حکومتی بدرون کوی امیرآباد و ضرب و شتم شدید دانشجویان می باشد.

شبکه بی بی سی فارسی برای اولین بار ویدیویی تکان دهنده از حمله نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه تهران تنها چند روز پس از انتخابات تابستان امسال را پخش کرد. در این ویدیو نیروهای لباس شخصی در ابتدا با مقاومت شدید دانشجویان روبرو می شوند و در نیمه شب با اضافه شدن یگان ویژه و با فرمان مستقیم رئیس پلیس تهران به کوی دانشگاه در امیرآباد یورش آورده دانشجویان دانشگاه تهران را به خاک و خون می کشند. آمار دقیق دانشجویان زخمی یا کشته شده هیچوقت بطور رسمی منتشر نشد و عاملان این حمله بمانند حمله سال 78 هیچگاه مورد پیگرد قانونی قرار نگرفتند.

نگاهم نکن ، نگاهت آتشم میزند (احمد باطبی)

تو را به جان عزیزت اینطور نگاهم نکن . نگاهت آتشم میزند . نفسم را میگیری ، خفه میشوم . نگاهم نکن . نگاهت تمام زندگی ام را به آتش میکشد عزیز . یعنی چه ؟ خدایا یعنی چه ؟ خدایا کجایی پس ؟ چرا هر وقت نیازت داریم ناپدید میشوی؟ مگر نه اینکه میگفتی رحمان و رحیمم ، مگر نمی گفتی یار مظلومان ودشمن ستمگرانم ؟ چرا وقت نیاز نابینا میشوی ؟ 30 سال کافی نبود؟ کشتار دهه شصت کافی نبود ؟ کشتار جنگ هشت ساله کافی نبود؟ کشتار 18 تیر کافی نبود ؟ چشمت را باز کن ، اگر آزمایشی بود کردی ، اگر مصلحتی بود انجام دادی ، اگر دور اندیشی بود داشتی ، امروز میبینی به اسم تو کشتار میکنند ، نگذار باور کنم که نماز جمعه ریاکاران را بر آسفالت خونین خیابان ، بیشتر از نگاه مظلوم این دختر دوست داری . هر وقت نیازت داشتم نبودی . من بَد . این دختر معصوم هم من بودم که راضی شدی در آغوش پدرش جان بدهد ؟ پس اگر فردا وجودت را به ناسزا کشیدم گله نکن . … یک هفته است میخواهم بنویسم اما نمیتوانم . مینویسم اما منتشر نمیکنم . تحلیل علمی ارائه بدهم ؟ اخبار نا گفته را بنویسم ؟ پیش بینی کنم ؟ برای مردمی که سینه هاشان با گلوله اسلام ولایی پاره میشود نسخه بپیچم ؟ آخر چه بنویسم ؟ چه بگویم وقتی همه چیز را نگاه معصومت میگوید؟ تنها چیزی که شاید بتوانم بنویسم شرمنده گی و رو سیاهی ام است که پیش تو برایم مانده . مرا ببخش که نماندم . مرا ببخش که جان بی ارزشم را گرفتم و گریختم . مرابخش که نیستم تا یاورت باشم . مرا ببخش اگر اینجا مثل مرده ها دستم از آن خاک ولایت زده ایران کوتاه است ، مرا ببخش که می نشینم و فیلم پر پرشدنت را میبینم . تو را به عزیزت اینطور نگاهم نکن . نگاهت آتشم میزند . عزیزم کاش وقت رفتن چشمانت را میبستی…آخر آخرین نگاهت جانم را میسوزاند .

ahmadbatebi.us

نیروهای لباس شخصی خطاب به دانشجویان :«داریم شما را می‏بریم کشتارگاه»

خبرهای رسیده حاکی از آن است که نیروهای گارد ویژه و انصار دانشگاه را محاصره کرده و نیروهای لباس شخصی، مستقیما با فرماندهی بسیج بابلسر، به دانشجویان حمله کرده اند. به هرحال تا زمانی که خبرها به دست ما رسیده است، چهارصد دانشجو در این دانشگاه محبوس بوده‏اند. گروهی از دانشجویان که دستگیر و به خارج منتقل شده‏اند، از تهدید بی‏نصیب نمانده‏اند. یکی از دانشجویان حاضر در محل دانشگاه پردیس مازندران، می‏گوید: در اعتراض به مخدوش بودن آرای انتخابات ریاست جمهوری، دیروز دانشجویان دانشگاه مازندران، تحصنی را با جمعیتی حدود سه هزار نفر برگزار کردند. امتحانات دیروز را هم دوستان ما با هم‏دلی دانشجویان، لغو کردند. حدود ساعت یک و نیم بعدازظهر نیروهای لباس شخصی اطراف دانشگاه را کاملا محاصره کردند و اجازه ورود و خروج هیچ دانشجویی را به دانشگاه نمی‏دادند. این نیروها، حتا دانشجویانی را هم که در این تحصن حضور نداشتند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‏دادند. با کابل، چماق و قمه‏های خیلی بزرگ به سر و صورت دانشجویان افتاده بودند. ما زخمی‏های زیادی را دیروز داشتیم. نیروی انتظامی هم متاسفانه، این صحنه‏ها را فقط مشاهده می‏کرد. اصلا به کمک دانشجویان نمی‏آمد و بیشتر از دور نظاره‏گر بود. تا این که ما توانستیم عده‏ی زیادی از دانشجویان را حوالی ساعت هشت شب ضمن ضرب و شتم‏ها، از دانشگاه بیرون ببریم. اما حدود سیصد دانشجو در دانشگاه ماندند. صد نفر از این سیصد دانشجو، با اتوبوس به کلانتری شماره‏ی ۱۱ بابلسر انتقال داده شدند. در حین این که این دانشجویان با اسکورت نیروی انتظامی منتقل می‏شدند، باز هم اتوبوس‏های آنان مورد حمله‏ی لباس شخصی‏ها قرار گرفت. با یکی از دوستان که تلفنی تماس داشتیم، می‏گفت که این‏ها با فریاد به ما می‏گویند: «داریم شما را می‏بریم کشتارگاه». الان جو رعب و وحشت بسیار زیادی حتا سطح شهرستان بابلسر را فرا گرفته است. ریاست دانشگاه مازندران، آقای علیزاده، یک لیست بیست و یک نفره را به اداره‏ی آموزش دانشگاه داده است که از آنان امتحان گرفته نشود. پانزده، شانزده نفر از این لیست، در بازداشت نیروی انتظامی هستند.

zamaaneh.com

حمله مأموران یگان ویژه به یک خوابگاه دخترانه در ارومیه

اخبار رسیده از اورمیه از شکنجه و ضرب و شتم بیرحمانه شرکت کنندگان اعتراضات سه روز گذشته در این شهر حکایت می کند. طبق گزارش همکاران گروه خبری اورمونیوز شهر اورمیه بعد از دوم خرداد ۱۳۸۵ تا کنون شاهد چنین جو رعب و وحشتی نبوده است.

بازداشت شدگان که تعداد آنها بیش از ۳۰۰ نفر گزارش شده است ابتدا به مراکز مختلف از جمله اداره آگاهی واقع در کوی مخابرات٬ کلانتری ۱۷ در حوالی ترمینال شهری٬ چند مرکز اطلاعاتی٬ امنیتی و انتظامی در اطراف چهار راه دانشکده و رودخانه شهرچای اورمیه منتقل شده٬ با چماق و باتوم مورد حمله بیرحمانه مأموران قرار گرفته اند.

بنا به گزارشها در مورد هویت تمام بازداشت شدگان بعد از کتک زدن آنها تحقیق می شود. عده ای از بازداشت شدگان که مأموران آنها را با عنوان «تجزیه طلبان با سابقه» و «پان تورکیستها!» صدا می کرده اند به مراکز دیگر منتقل شده اند. اینها عمدتا کسانی هستند که سابقه شرکت و یا دستگیری در اعتراضهای روز جهانی زبان مادری٬ آغاز مدارس٬ اعتراضات خردادماه آذربایجانیها و مراسمهای ۲۱ آذر را داشته اند.

افراد بدون سابقه [کیفری] که کمتر از ۲۵ سال دارند٬ پس از تحمل ضربه های لگد٬ باتوم و چماق مأموران در صورت مراجعه خانواده و سپردن کفالت آزاد شده و مسنترها به مراکز امنیتی تحویل داده می شوند.

یک شهروند اورمیه ای که پسر ۲۱ ساله خود را از یکی از کلانتری ها تحویل گرفته در گفتگو با همکاران گروه خبری اورمونیوز حال فرزندش را بسیار وخیم گزارش کرده است. مأموران دست پسرش را شکسته و دندانهای فک پایین او را خرد کرده اند. این جوان اورمیه ای به همراه هشت نفر دیگر در حیاط یکی از کلانتری ها مورد حمله حدود ۲۰ مأمور چماق به دست قرار گرفته است.

از سوی حدود ده مأمور یگان ویژه به یک خوابگاه دخترانه واقع در پشت اداره آگاهی در کوی مخابرات اورمیه حمله کرده٬ پس از زخمی کردن مسئول خوابگاه که مانع ورود آنها شده بود٬ وارد اتاقها شده و موبایل تمام دانشجویان را ضبط کرده اند. به گزارش خبرنگار اورمونیوز عده ای از دانشجویان از پنجره های مشرف به محوطه اداره آگاهی از جوانانی فیلمبرداری کرده اند که پیراهنشان بالای سرشان کشیده شده و زیر ضربه های سنگین مأموران قرار داشتند.

علیرغم اینکه خطوط اینترنتی در اورمیه به طور کامل قطع نشده٬ از ظهر روز دوشنبه ۲۵ خردادماه امکان فرستادن هر گونه ایمیل و یا حتی وارد شدن به تمام سایتهای دارای سرویس پست الکترونیکی غیرممکن شده است
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱٣٨٨ – ۱۷ ژوئن

پیشین ورودی‌های دیرین

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.