افشاگری رويا طلوعی : تجاوز به من و ديگر زنان زندانی در زندان های سنندج
11 اوت 2009 نوشتن دیدگاه
در khordad 88, سیاسی برچسبها: کردستان, ایران, تجاوز, خرداد, رويا طلوعی, سنندج, سیاسی
طلوعی، از فعالان حقوق زنان و حقوق بشر كردستان، كه از ايران خارج شده بود، در امريكا اجازه اقامت يافت.
ساندی ديلی تلگراف مصاحبه تازه ای را از او منتشر كرده كه تكميل كننده اولين مصاحبه وی، پس از خروج از ايران و رسيدن به كشور تركيه، با راديو فردا است. او يكبار ديگر در اين مصاحبه از عزم خود به دور جديد افشاگری و فعاليت برای دفاع از حقوق زنان كرد و حقوق بشر درايران و بويژه كردستان می گويد و از فجايعی كه در زندان بر زنان زندانی اعمال می شود. او بار ديگر اطلاعاتی را درباره بازجوی خود كه معاون دادستان سنندج است تكرار می كند و می گويد:
از من در زندان به زور اعتراف گرفتند. برای گرفتن اين اعتراف نه تنها مرا كتك زدند، بلكه به من تجاوز نيز كردند و سرانجام نيز تهديد كردند كه اگر به آنچه می گويند اعتراف نكنم دو فرزندم را در مقابل چشمانم آتش خواهند زد.
تجاوز به زنان زندانی توسط ماموران امنيتی امری عادی است. آنها با اين روش از زنان زندانی اعتراف می گيرند.
ساندی تلگراف می نويسد:
«… وقتی طلوعی درباره تجربه خودش در زندان صحبت می كند، صدايش پائين می آيد، بغض راه گلويش را می بندد، دلش نمی خواهد پسر 6 ساله اش نيما، كه در رستوران هتل محل مصاحبه، با فاصله ای كم مشغول خوردن پيتزاست حرف های او را بشنود.
می گويد: «چهار مرد و سه زن مسلح شبانه به خانه ام حمله كردند و من را با خودشان بردند. بچه هايم گريه می كردند. تمام شب بازجو های مختلف از من بازجويی كردند و بعد من را به زندان انفرادی انداختند. با يك پتو و يك ليوان كه برای ادرار هم بايد از آن استفاده می كردم. در يك سلول انفرادی. شش شب پياپی در زير زمين زندان بازجويی شدم. بازجو ها از من می خواستند كه اعتراف كنم در تظاهراتی كه برای «شوانه»، در سنندج بر پا شده بود نقش رهبری داشته ام. فهرستی را جلوی من گذاشته و می خواستند كه من آنها را بعنوان همكارانم تائيد كنم. من قبول نكردم. بعد از شش شب، روش بازجوئی كه گاه با سيلی همراه بود عوض شد. من را با دو مرد در يك اتاق تاريك و كوچك تنها گذاشتند. يكی از آنها كه خودش را اميری معرفی كرد، معاون دادستان بود. مرد ديگر بسيار بد دهن بود و به سبك اوباش حرف می زد. آنها پشت سر هم به من سيلی زدند. آنها با من كاری را كردند كه هيچ زنی هرگز نبايد تجربه كند. اميری گفت كه تو را دار می زنم، اما قبل از آن، بلايی به سرت می آورم كه نتوانی، دهنت را اينجا باز كنی. آنها به من تجاوز كردند. حمله و تجاوز آنها باعث كبودی و خونريزی من شد. شب بعد به من تجاوز نكردند اما گفتند كه فرزندانت را می آوريم و در مقابل چشمانت آنها را آتش می زنيم.
من، سرانجام در هم شكستم. گفتم امضا می كنم كه با با رسانه های بيگانه مصاحبه كرده ام و رهبری تظاهرات برعهده داشته ام، عليه رژيم توطئه كرده ام.
چند شب پس از اين اعتراف، از زندان انفرادی به زندان عمومی زنان منتقل شدم. در اين بند زنانی را ديدم با پاهای زخمی و چركين بر اثر ضربات شلاق.
پس از 66 روز زندان، با قرار وثيقه آزاد شدم. همراه با نيما از ايران گريخته و وارد تركيه شدم. دختر چهارده ساله ام شيما نيز بعدا به من پيوست. و اكنون به امريكا رسيده ام.
منبع:
برای کیانوش آسا، یکی از شهدای مظلوم جنبش سبز
29 ژوئیه 2009 نوشتن دیدگاه
در khordad 88, سیاسی برچسبها: کیانوش آسا, کردستان, ایران, تظاهرات, خرداد, راهپیمایی, سیاسی, شهید
کیانوش آسا از جوانان نخبه کرمانشاهی بود، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه علم و صنعت تهران درس میخواند. خانوادهای فقیر دارد، او یتیم بود و پدر نداشت و سرانجام پدر نشد و داغ دامادی بر دل مادرش گذاشت و در تاریخ جاودانه شد.
مادرش بیسواد و روستایی است هنوز سربند بر سر دارد، پاک و بیآلایش و به صداقت همه مردم ایران است. به همین خاطر نه میتواند مصاحبه بکند و نه کسی سراغش را میگیرد تا با او مصاحبه داشته باشد. از طبقه ضعیف جامعه است و شاید امید داشت فرزندش نور خوشبختی، به خانهاش بیاورد که نصیب نشد. او هنوز از ترس تشر قاتلین فرزندش و در فراق جگرگوشهاش؛ خوب گریه نکرده است؛ بغض در گلویش مانده، به او هم گفتهاند فریاد نزند، حرفی نزند؛ به همین خاطر خنده بر لب ندارد، در دل میگرید. هنوز بغض گلویش نترکیده و راحت گریه نکرده است!! روزی بعض گلوی مادر بیکس آسا کار خود را میکند و بنیان ظالمین فرزندکش او را میسوزاند. دیــر باشد یا زود! کم باشد یا زیاد. و این سنت تاریخ است ؛ آه مظلوم، ظالم را سرنگون میکند.
در ایام برگزاری مجلس فاتحه او در کرمانشاه، هیچ مقامی به دیدار خانوادهاش نرفت و تنها بودند و بیکس. نه از رجال سیاسی کشور، کسی سراغش را گرفت و نه از اصلاحطلبان کرمانشاهی و نه از نمایندگان مجلس. کسی به این مادر پسرمرده تسلیت نگفت و با او همدردی نکرد فقط همکلاسیهایش به خانه او آمدند و به مادرش تسلیت گفتند. شاید دیگران ترسیدهاند که نکند«هُـــــرم و نفس آزادیخواهی آسا» بر غیرتشان اثر کند …و خدایی ناکرده آنان هم هوایی بشوند و فریاد آزادیطلبی سر بدهند.
مرگ آسا خاموش و آرام و بی همهمه بود، هیج کس برای مرگ او بیانیه و اطلاعیه صادر نکرد و هیچ کمیتهای برای احقاق حقش تشکیل نشد چون ازطبقه ضعیف جامعه بود. من او را ندیدهام و نمیشناسم ولی در این مدت مادر و خانوادهاش را دیدم. من نیز از تبار اویم. کسی نداشت که از او حمایت بکند، کسی به خانه او نیامد تا مادرش را دلداری بدهد، کسی هم به حرف مادرش گوش نمیدهد چون ما را عادت دادهاند فقط بشنویم و حرف نزنیم و دیگران بهتر از ما صلاح خیر و شر ما را میدانند!! شاید صلاح خیر دانستهاند و به دیدار خانوادهاش نیامدهاند.ما از یک نسل و از یک قبیلهایم؛ نسل محرومان و قبیله بیکسان.
در ایام بعد از انتخابات خرداد88، غیرت احزاب اصولگرای کشور مرد و سوخت و حمیت و جوانمردی در وجودشان خشکید، چون در اندیشه نابودی رقیب بودند و پنداشتند رقیب اهریمن است و آنان، دم از همراهی با بازداشتشدگان ندادند. احزاب اصلاحطلب کرمانشاهی هم دست کمی از راستگرایان نداشتند؛ اما اینان ترسیدند، ترسیدند مبادا فردا کسی با آنان مصاحبه نکند و اسمی و رسمی در روزنامهها و فهرست دنیاطلبان سیاسی نداشته باشند به همین خاطر تقیه کردند. به روزهای چهلــم بزرگداشت مرگ کیانوش آسا و دیگر جان باختگان حوادث اخیر نزدیک میشویم؛ غم غربتشان را با چلچله چراغانی مجلس عزایشان به فریاد آزادیخواهی تبدیل کنیم.
منبع: وبلاگ تقریرات
اعتصاب عمومی کردستان آغاز شد
13 ژوئیه 2009 ۱ دیدگاه
در khordad 88, سیاسی برچسبها: کردستان, ایران, اعتصاب عمومی, تهران, تظاهرات, خرداد, راهپیمایی, سیاسی
گزارش دریافتی: امروز دوشنبه 22 تیرماه، بار دیگر همچون سالهای گذشته شهر سقز به شکلی بینظیر و متحدانه در اعتصاب عمومی بسر میبرد. تمامی مغازههای بازار بزرگ سقز و تمامی پاساژها و مراکز تجاری و مغازههای خیابانهای اصلی و فرعی شهر تعطیل میباشند. وسعت اعتصاب امسال به حدی است که حتی مغازههای کوچهها و محلات حاشیه شهر نیز بسته است.هیچ وسیله نقلیهای اعم از شخصی و عمومی (حتی تاکسی) در خیابانها دیده نمیشوند و اتوبوسهای شرکت واحد نیز که دولتی هستند امروز به علت نبود مسافر به ناچار از حرکت ایستادند. سقز در سکوت کامل بسر میبرد و این سکوت به مثابه فریاد و اعتراض متمدنانه و نوین مردم کرد است که میخواهد با این حرکت متحد و با این نافرمانی عظیم خود خشم و بیزاری خود را به تروریزم بین المللی و در راس آن جمهوری اسلامی نشان دهند که 20 سال پیش در چنین روزی دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران را ناجوانمردانه در کشور اتریش ترور کردند. با اینکه هم اکنون شهر سقز در اعتصاب کامل بسر میبرد و هیچ عابری در معابر عمومی دیده نمیشود ولی صدها تن از نیروهای یگان ویژه ضد شورش در خیابانها و حتی کوچههای سقز مستقر شدهاند و منتظر فرصتی هستند که با صدای گلولههایشان سکوت و اعتصاب پر معنای سقز را بشکنند.از چهرههای این نیروها میتوان خشم و عصبانیت، همراه با عجز و ناتوانیشان را در برابر این حرکت متمدنانه و متحدانه مردم سقز احساس کرد. این در حالیست که در چند روز گذشته نیز نیروهای گشت اماکن به بازار سقز رفته و با تهدید کردن بازاریان آنها را از عواقب بستن مغازههایشان و پیوستن به اعتصاب مطلع میکردند و همزمان 24 اتحادیه مختلف اصناف و بازاریان نیز با برگزاری نشستهایی با اصناف مختلف شغلی و با تهدید و ارعاب، خواهان تحت فشار قرار دادن کسبه و به ثمر نرسیدن اعتصاب امسال بودند که خوشبختانه تلاشهایشان چون سالهای گذشته به انجام نرسید. اعتصاب بزرگ امروز در سقز از این زاویه مهم و چشمگیر است که این شهر یکی از شهرهای بزرگ پرجمعیت و استراتژیک کردستان ایران بشمار میاید و از نظر اقتصادی نیز سقز با داشتن بزرگترین بازار سرپوشیده غرب کشور و دارا بودن بیش از 100 پاساژ و مرکز بزرگ تجاری، قطب اقتصادی و تجاری کردستان و غرب کشور محسوب میشود.
دویچه وله نیز از آغاز اعتصاب عمومی در کردستان خبر داد
23 ژوئن 2009 نوشتن دیدگاه
در khordad 88, سیاسی برچسبها: کردستان, ایران, اعتصاب, تهران, تظاهرات, خرداد, راهپیمایی
کردستان آرام است، اما کردها ساکت ننشستهاند. هزینهی تظاهرات در فضای امنیتی و سیاسی شهرهای کردنشین بالاست. آنان تصمیم گرفتهاند در اعتراض به نتیجه اعلام شده انتخابات و همبستگی با مردم تهران، بازار و مغازهها را ببندند. فراخوان به اعتصاب عمومی در روز سهشنبه، به پیشنهاد سازمان حقوق بشر، کانون نویسندگان، فعالان دانشجویی و گروهی از فعالان سیاسی کردستان داده شده است. فعالان مدنی کرد تاکید میکنند که به دلیل نبود بستر مناسب برای هر نوع میتینگ و راهپیمایی در منطقه، راه اعتراض به تقلب در انتخابات و سرکوب خشونتبار تظاهرات مردم تهران را در تعطیلی بازار و مغازهها دیدهاند. روز سهشنبه حدود ۴۰ درصد مغازهها و پاساژهای سنندج بسته بودند. مختار زارعی، فعال اجتماعی، از منکوب شدن هر گونه اعتراض و هزینهی بالای هر مخالفت در کردستان میگوید: «برخی فعالان سیاسی از جبهه متحد کرد، اتحادیه دانشجویان و فعالان حقوق بشر را احضار و تهدید کردهاند. گفتهاند هر اتفاقی بیفتد، شما را مسئول میدانیم. گفتهاند دستور تیراندازیهم دارند و با هر جمعیت ولو اندک هم برخورد خواهند کرد.» هادی ادب، عضو جبهه متحد کرد، این اعتصاب را اقدامی سمبلیک از سوی مردم کردستان مینامد. به نظر او، شعاع گسترش اعتصاب عمومی در کردستان محدود است، اما با توجه به شرایط بومی و منطقهای و اخطارها و تهدیدهای بسیار، صلاح در این بوده که از تظاهرات و تجمع پرهیز شود و همبستگی و اعتراض کردها، به این شکل بیان شود.
dw-world.de
دیدگاههای تازه