خلاصه‌ای از آنچه که در بیست و پنج بهمن ۱۳۸۹ گذشت

دیروز دوباره سبزها به هم رسیدند و شعار آزادی خواهی را سر دادند …

25 بهمن میعادگاه عاشقان جنبش سبز

1. ایستگاه های قطار و اتوبوس به سمت میدان امام حسین بسیار شلوغ است و همه در تکاپوی رفتن به میعادگاه عاشقان جنبش سبز هستند … در سرتاسر خیابانها مردمانی هستند که گرچه اندکی ترس از تهدیدهای چندروزه ی حکومت در چهرشان مشهود است اما آمده اند برای حمایت از ندای آزادی خواهی رهبرانشان .
جوانان به یکدیگر با دستانشان به علامت پیروزی اشاره می دهند . متاسفانه بسیاری از مردم در طول مسیر، خبری از این حماسه نداشتند برای همین با تعجب از یکدیگر می پرسند : این همه شلوغی برای چیست؟ … برخی محافظه کارانه می پرسند : تجمع با مجوز است یا بی مجوز ؟ … تعدادی مسیرشان را عوض می کنند و از مسیر راهپیمایی خارج می شوند . با چند نفرشان که صحبت می کنم دلیل همراه نشدنشان را با صداقت ترس عنوان می کنند . بسیاری هم کارشان را ول می کنند و در ایستگاه های منتهی به مسیر راهپیمایی پیاده می شوند تا به جمعیت بپیوندند .
در مسیر راهپیمایی پیاده روها مملو از جمعیت است. با نزدیک شدن به ساعت سه بر ماموران افزوده می شود . و البته هنوز از لباس شخصی ها خبری نیست.

2. حضور گسترده ی نیروهای انتظامی و لباس شخصی

در سرتاسر خیابان های منتهی به میدان امام حسین تا آزادی را نیروهای انتظامی اشغال کرده اند … نبود نیروهای بسیج در اطراف، بسیار مشکوک است … اما با کمی تامل به اطراف، اتوبوسهایی را خواهید دید که در خیابانهای فرعی کمین گرفته اند … به گفته ی کسبه، سپاه در سه پایگاه واقع شده در میدان امام حسین و انقلاب و آزادی نزدیک به بیست اتوبوس لباس شخصی را از صبح مستقر کرده است … برای دقیقه ای که در پایگاه بسیج مقداد برای ورود دو ماشین باز می شود، تعدا بسیاری لباس شخصی در اطراف خودرو و موتورهایشان دیده می شوند … حدود بیش از پنجاه موتور سوار یگان ویژه از میدان آزادی به سمت شادمان در حرکتند … در دستانشان پنج نوع سلاح دیده می شود : اول باتوم … دوم تفنگهای پینت بال ( همانهایی که یا آنها گلوله های رنگی شلیک می کنند ) و سوم سلاح مخصوص پرتاب گازها … چهارم تفنگ های ساچمه ای! … پنجم هم سلاح های کمری …
از خیابان جمهوری به ولیعصر پنج ماشین نیروی انتظامی مقادیر بسیاری باتوم و سپر را به سمت دانشگاه تهران حمل می کنند … در زیر پلهای عابر پیاده و همچنین پلهای روگذر نیروهای یگان ویژه مستقر شده اند . موتورسواران یگان ویژه برای ایجاد رعب و وحشت در خیابان ها با ایجاد سر و صدا در حال رفت و آمد هستند .

3. شروع حماسه 25 بهمن

شروع حرکت مردمی در 25 بهمن را می توان شجاعت جوانی دانست که از جرثقیلی بالارفت و پرچم ایران و 25 بهمن را برافراشت. این حرکت برای نیروهای امنیتی خیلی گران تمام شده بود . برای همین مردمی را که در اطراف نظاره گر این حرکت شجاعانه بودند را متفرق می کردند و فحش های رکیکی را به جوان شجاع می دادند … یک خانم که در ماشینش نظار گر ماجرا بود می گفت : خدا می داند این ها که اینچنین در روز روشن این گونه فحاشی می کنند، در خفا چه بلایی را بر سر جوان بیچاره خواهند آورد …
راس ساعت سه مردم یک به یک از حاشیه میدان امام حسین به درون خیابان می ریزند . ماموران هنوز دست به کار نشده اند . جمعیت ابتدایی درون خیابان حدود دویست سیصد نفر هستند و شعار : ای مردم باغیرت … حمایت، حمایت … سر می دهند .
اما همین که بر جمعیت لحظه به لحظه افزوده می شود ماموران با باتوم به مردم سبز اندیش حمله ور می شوند و متفرقشان می کنند . از نکات جالب راهپیمایی دیروز این بود که مردم در طول مسیر راهپیمایی دسته دسته حرکت می کردند. ماموران همین که یک دسته را متفرق می کردند دسته ای دیگر جلوتر تشکیل می شد . همین که ماموران به سراغ دسته ی دیگر حمله ور می شدند یکی دیگر شکل می گرفت که همین امر باعث سردرگمی نیروهای انتظامی شده بود … مردم با اینکه در زیر باتوم نیروهای انتظامی بودند به حرکتشان ادامه می داند و شعار سر می دادند که : نیروی انتظامی، حمایت … حمایت …
شجاعت مردم و از صحنه عقب نکشیدن شان در طول مسیر راهپیمایی نیروی انتظامی را کلافه کرده بود . نیروی انتظامی برای متفرق کردن مردم سبز اندیش از گاز استفاده کرد، اما مردم به راهشان ادامه می دادند.. جمعیت در نقطه نقطه ی مسیر راهپیمایی روبه افزایش است . مردم که راهپیمایی شان را با سکوت شروع کرده بودند با یورشهای نیروهای انتظامی شعارهایی از قبیل : یا حسین ، میرحسین و مرگ بر دیکتاتور را سر می دادند …

4. با افزایش جمعیت سبز اندیش و سردرگمی نیروهای انتظامی، بسیج وارد خیابانها می شود

با افزایش جمعیت سبز اندیش و سردرگمی نیروهای انتظامی، لباس شخصی ها (بسیجیان) وارد خیابانها می شوند . لباس شخصی ها مردم را با انواع سلاح سرد از قبیل باتوم، قمه و چاقو و زنجیر مورد وحشیانه ترین حمله ها قرار می دهند.
لباس شخصی ها وحشیانه به مردم سبز اندیش حمله ور می شوند و همزمان شعار مرگ بر موسوی را سر می دهد . یک جوان در میان جمعیت شعار الله اکبر سر می داد که ناگهان دو بسیجی به سمت وی از میان جمعیت حمله ور شدند و با باتوم ضربات بسیار محکمی برای چندبار به سر این جوان زدند . خون بو که از سر و صورت این جوان دلیر به اطراف پخش می شد . مردم قصد در کمک به این جوان داشتند که مورد حمله ی موتورسواران قرار گرفتند. پلیس برای دور کردن مردم از صحنه از گاز اشک آور و تیر هوایی استفاده کرد. این حمله آنقدر وحشیانه بود که نیروهای انتظامی برای نجات این جوان از زیر دست و پای این دو لباس شخصی وارد صحنه شدند و بعداز کنار کشیدن لباس شخصی ها از دور این جوان که تنها جرمش سردادن الله اکبر بود، وی را که بی هوش بر زمین افتاده بود بردند.
بیشترین دستگیری ها در اطراف چهارراه ولیعصر و اطراف شادمان و توحید دیده می شد. در اطراف کوچه ای که فروشگاه جورابان در نبشش قرار دارد لباس شخصی هایی که گویا کارکنان وزارت اطلاعات بودند در کمین دستگیرشدگان بودند. در ابتدای کوچه را با ماشین و موتور نیروی انتظامی بسته بود . هر شخصی را که دستگیر می کردند چشم بسته به آنها می سپردند. هرچقدر که کتک خورده باشی آنجا داستان تکرار می شود. در مسیری حدودا صد متری این کتک ها به وحشیانه ترین شکل ممکن ادامه دارد تا ببرندت درون ساختمان سفیدی یا سقفی شیروانی که متعلق به وزارت اطلاعات است. تقریبا هر دلیر مردی که دستگیر شده بود را با موتور چشم بسته به آنجا و یا بسیج مقداد منتقل می کردند.

5. اعتراضات در اتوبوسهای مسیر راهپیمایی

با گسترش اعتراضات و حمله های پی در پی لباس شخصی ها به مردم آزادی خواه و همچنین با رسیدن خشونت ها به اوج خود، دختران و زنان برای در امان ماندن از حمله ی لباس شخصی ها سوار بر اتوبوسهای خط واحد شدند و اعتراضات را درون اتوبوسها ادامه دادند.
این شیر زنان درون اتوبوسها با سردادن شعار های : الله اکبر … یا حسین میرحسین … مرگ بر دیکتاتور … خشم خود را از لباس شخصی ها ابراز می داشتند. در چند ایستگاه و با توجه به حرکت کند اتوبوسها و ترافیک بیش از اندازه ی مسیر، لباس شخصی ها قصد در وارد شدن به اتوبوسها را داستند که به کمک مردم و شجاعت راننده اتوبوسها این امر میسر نشد . گرچه در چندین نقطه نیروی انتظامی توسط تفنگهای پینت بال به سمت این اتوبوسها گلوله های رنگین شلیک می کردند و لباس شخصی ها ی موتورسوار نیز از پنجره های باز به سمت شعار دهندگان درون اتوبوسها گاز فلفل خالی می کردند و فحش های رکیک و ناموسی می دادند.

خبرنگار مردمک گزارش داده است که عصر روز دوشنبه ۲۵ بهمن در مسیر میدان امام حسین تا آزادی نیروهای امنیتی و لباس شخصی با مردم درگیر شدند؛ خطوط بی.آر.تی و مترو بسته شد و شمار زیادی ازجمله عده‌ای سالمند بازداشت شدند.

براساس این گزارش تمام چهارراه‌های ارتباطی در مسیر امام حسین تا میدان آزادی که می‌توانست مردم را به هم متصل کند توسط گارد و نیروهای بسیج بسته شده بود و مردم نمی‌توانستند به هم بپیوندند.

در جریان تظاهرات اعتراضی مردم علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم که به بزرگترین ناآرامی در کشور منجر شد، مسیر امام حسین تا آزادی یکی از مسیرهای شناخته شده تظاهرات معترضان و درگیری با نیروهای امنیتی و لباس شخصی گزارش شده است.

در شرایطی که خطوط بی.آر.تی تنها در اختیار نیروهای بسیج بود و چهاراه‌های این مسیر بسته شده بودند، بسیاری از مردم توانستند خود را از خیابان‌های فرعی به میدان آزادی برسانند.

پس از ساعت چهار بعدازظهر حرکت اتوبوس‌های بی.آر.تی در مسیر آزادی به سمت شرق متوقف شد؛ گارد ویژه به شماری از این اتوبوس‌ها حمله کرد و شیشه‌های یک اتوبوس شکسته شد.

شماری از بسیجیان مستقر در مسیر آزادی نیز به یکی دیگر از اتوبوس‌های بی.آر.تی و مسافرانش حمله کردند و به داخل اتوبوس گاز اشک‌آور پرتاب کردند.

خبرنگار مردمک گفته است که درگیری‌های این مسیر در خیابان آزادی نزدیک ایستگاه قریب اوج گرفت که طی آن مردم معترض که برای در امان ماندن از ماموران به سوی پارک اوستا فرار کرده بودند از بالا و پایین پارک موردحمله قرار گرفتند.

در جریان حمله به معترضان در پارک اوستا در خیابان آزادی شمار زیادی ازجمله عده‌ای سالمند دستگیر شدند.

خبرنگار مردمک بازداشت یکی از جوانان را این‌گونه روایت می‌کند: یکی از بازداشت‌شدگان در خیابان آزادی در ایستگاه رودکی پسر جوانی بود که از ناحیه سر و چشم آسیب دیده بود و خون از سر و صورت او جاری شده بود. یک موتورسوار او را سوار موتور خود کرد اما بسیجی‌ها به او حمله کردند و با وجود فریادهای اعتراض مردم حاضر، این جوان مجروح را سوار یک خودروی ون توسی رنگ کردند که مشخص نبود متعلق به کدام نهاد است.

براساس مشاهدات خبرنگار مردمک نیروهای بسیجی و یگان ویژه نیز میدان انقلاب را به محاصره خود درآورده بودند و شماری از این نیروها در اطراف مجسمه میدان انقلاب مستقر شده بودند تا مردم را زیرنظر داشته باشند.

گارد ویژه هم چنین خیابان‌های فرعی در حدفاصل پارک اوستا تا میدان توحید را مسدود کرده بود تا مانع از رسیدن مردم به میدان توحید شود؛ ماموران امنیتی مستقر در این مسیر مردم را بارها مورد ضرب و شتم قرار دادند و به سوی آن‌ها گاز اشک‌آور پرتاب کردند.

درگیری میان نیروهای امنیتی و مردم متعرض به خیابان اسکندر شمالی نیز کشیده شد و چند سلطل زباله در این خیابان آتش زده شد.

خبرنگار مردمک همچنین گفته است که شمار زیادی از نیروهای گارد و بسیج در وزارت کار نزدیک خیابان بهبودی تجمع کرده بودند و پس از پراکنده کردن مردم فریاد «حزب فقط حزب‌الله» سر دادند.

براساس مشاهدات خبرنگار مردمک شماری از زنان و مردان بسیجی مستقر در خیابان آزادی درحالی که پرچم سیاه با نوشته «محمد رسول‌الله» به دست داشتند، از وزارت کار به سمت میدان آزادی راهی شدند و شعار می‌دادند «سبز فقط سبزعلی»، «ماشالله حزب الله» و «جانم فدای رهبر».

نیروهای بسیجی مستقر در ایستگاه‌های مترو در مسیر امام حسین تا آزادی از مردم شرکت کننده در راهپیمایی این مسیر فیلمبرداری می‌کردند.

بسته بودن ایستگاه‌های مترو باعث شد که شمار زیادی از شهروندان در خیابان بمانند. در نبود وسایل حمل و نقل عمومی، ماشین‌های سواری شخصی عده‌ای از تظاهرکنندگان را سوار بر خودرو می‌کردند.

بستن خطوط حمل و نقل عمومی به‌ویژه مترو برای جلوگیری از پیوستن مردم به یکدیگر در محل برگزاری راهپیمایی از اقدام‌های مرسوم نهادهای امنیتی در جریان رویدادهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بوده است.

شرکت کردن مردم در تظاهرات روز ۲۵ بهمن در پاسخ به درخواست مهدی کروبی و میرحسین موسوی، از رهبران مخالف حکومت، صورت گرفته است.

آقای موسوی و آقای کروبی در نامه‌ای که ۱۶ بهمن خطاب به وزیر کشور نوشتند، از او خواستند با صدور مجوز راهپیمایی برای حمایت از «قیام آزادی‌خواهانه مردم تونس و مصر» موافقت کند.

در این نامه مسیر راهپیمایی میدان امام حسین تا میدان آزادی و زمان برگزاری آن ساعت سه بعدازظهر روز دوشنبه ۲۵ بهمن تعیین شده بود.

منبع: http://www.mardomak.org/story/protest_25_bahman_basij_tear_gas

فیلم کامل حمله به کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ پخش شده از بی بی سی

این ویدیو که برای اولین بار از شبکه فارسی بی بی سی پخش شد توسط یکی از بسیجیان با دوربین حرفه ای فیلم برداری شده و حاوی تصاویر دلخراشی از یورش مزدوران حکومتی بدرون کوی امیرآباد و ضرب و شتم شدید دانشجویان می باشد.

شبکه بی بی سی فارسی برای اولین بار ویدیویی تکان دهنده از حمله نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه تهران تنها چند روز پس از انتخابات تابستان امسال را پخش کرد. در این ویدیو نیروهای لباس شخصی در ابتدا با مقاومت شدید دانشجویان روبرو می شوند و در نیمه شب با اضافه شدن یگان ویژه و با فرمان مستقیم رئیس پلیس تهران به کوی دانشگاه در امیرآباد یورش آورده دانشجویان دانشگاه تهران را به خاک و خون می کشند. آمار دقیق دانشجویان زخمی یا کشته شده هیچوقت بطور رسمی منتشر نشد و عاملان این حمله بمانند حمله سال 78 هیچگاه مورد پیگرد قانونی قرار نگرفتند.

جزئیات شهادت دانشجو مصطفی غنیان: مصطفی درحال گفتن بانگ «الله اكبر» و در آغوش پدرش به شهادت رسید

شهید مصطفی غنیان دانشجوی 26 ساله مقطع كارشناسی ارشد مهندسی معماری در شب 27 خرداد اولین چهارشنبه پس از انتخابات در حال گفتن تكبیر بر روی بام ساختمان 8 طبقه در محله سعادت آباد تهران به ضرب گلوله تك تیر انداز های مستقر در ساختمان های اطراف به شهادت رسید. به گزارش خبرنامه امیرکبیر پیش از این به دلیل همزمانی شهادت این دانشجو با وقایع كوی دانشگاه تهران، نام شهید غنیان در اسامی شهدای كوی دانشگاه تهران منتشر شده بود، درحالی كه وی بر پشت بام خانه دانشجویی خودش در منطقه سعادت آباد مورد هدف تك تیراندارها قرار گرفت و در آغوش پدرش به شهادت رسید. بنا به این گزارش در شب شهادت شهید غنیان، حاج محمد تقی غنیان پدر شهید مصطفی غنیان که از چهره های سرشناس انقلابی مشهد و دوران قبل از انقلاب است از سفر آلمان به ایران برمیگردد و از فرودگاه به منزل دانشجویی فرزندش، شهید مصطفی میرود. به گفته یكی از اعضای خانواده غنیان، شهید غنیان ضمن پذیرایی از پدرش با چای و هندوانه به پدرش میگوید: «ما این شب ها بالای پشت بام الله اكبر میگوییم، تا شما هندوانه تان را بخورید و استراحت كنید من بالای پشت بام میروم و امشب زودتر برمیگردم.» از پدر شهید غنیان نقل شده كه: «پس از مدت كوتاهی متوجه سرو صدای زیاد در ساختمان شدم و ناگهان در منزل به شدت كوبیده شد. در را كه باز كردم یكی از همسایه گفت مصطفی روی پشت بام با شما كار دارد، بیایید بالا» پدر شهید غنیان هنگامی كه به پشت بام ساختمان هشت طبقه میرسد به وی می گو یند كه به علت تیراندازی باید سینه خیز روی بام برود و در این هنگام پدر شهید غنیان پیكر نیمه جان فرزندش را در حالی كه یك گلوله شقیقه اش را سوراخ كرده در آغوش میگیرد، مصطفی پس از دقایقی در آغوش پدر به شهادت میرسد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر خانواده این شهید پس از تحویل جسد به پزشكی قانونی و تنظیم شكایت از قاتلان وی با دادن تعهد مبنی بر عدم برگزاری مراسم ختم و یادبود و با وساطت دفتر واعظ طبسی كه از دوستان قدیمی پدر شهید غنیان میباشد، موفق به دریافت جنازه فرزند شهیدشان پس از چند روز میشوند.

منبع:

http://www.autnews.us/node/1496

راهنمای کمک های اولیه در برخوردهای خیابانی

به محض برخورد با کسی که مجروح شده، یا به زمین افتاده خود را به مجروح برسانید و در راه رسیدن با فریاد دیگران را از مجروح شدن فرد مطلع کنید و کمک بخواهید. سپس مراحل زیر را انجام دهید:

1- تنفس: مطمئن شوید شخص مجروح می تواند نفس بکشد. اگر چیزی جلوی نفس کشیدن او را گرفته (مثلاً لخته خون در دهان یا ماسک پارچه ای) سریعاً آنرا از دهانش دور کنید.

2- اگر بعد از باز کردن راه هوایی، باز هم نفس نکشید، شخص به تنفس مصنوعی دهان به دهان احتیاج دارد. فریاد بزنید و از اطرفیان بخواهید کسی که کمک اولیه می داند جلو بیاید و کمک کند.

3- خونریزی: فرد خونریزی کننده را روی زمین بخوابانید. با یک پارچه تمیز روی محل خونریزی فشار دهید. اگر مکان خونریزی از گردن فرد یا اطراف دهان فرد است، مطمئن شوید فشار روی محل خونریزی تنفس فرد را مختل نمی کند. مهمتر از هر چیز تنفس زخمی است. برای جلوگیری از خونریزی طوری گردن فرد را فشار ندهید که باعث خفگی اش شوید.

4- اگر فرد هوشیاری کامل ندارد، یا روی زمین دراز کشیده، آب به دهان فرد نریزید. آب در دهان فرد ناهوشیار باعث خفگی می شود. همچنین همواره سعی کنید مجروح را به پهلو بخوابانید. به این صورت ترشحات و مایعات دهان وی به مجرای هوایی راه پیدا نمی کند.

5- ضربه به سر، (خصوصاً به همراه خونریزی از گوش) باعث کاهش هوشیاری می شود. فرد جهت را تشخیص نمی دهد و هر لحظه احتمال سقوط یا گم شدن در جریان اتفاقات دارد. به این فرد کمک کنید که از صحنه درگیری خارج شود. و تا مطمئن نشدید جای امنی نشسته است او را رها نکنید.

6- حین حمل افراد مجروح، (خصوصاً افرادی که به کمر آنها آسیب خورده) نباید به کمر فرد مجروح فشار وارد شود. بهترین راه حمل مجروح گذاشتن وی روی پتو یا یک پارچه بزرگ مثل چادر خانمها و حمل او با گرفتن گوشه های پارچه است. احتمالاً پیدا کردن برانکارد یا پتو در جریان کارزار سخت است، پس در صورت امکان فرد را بغل کنید. ولی حمل مجروح در حالی که دست و پای فرد از دو طرف توسط مردم کشیده می شود می تواند صدمات شدید به نخاع فرد وارد کند.

7- اگر افراد مسلط به کمک اولیه و کسانی برای حمل مجروح بر بالین مجروح رسیدند، اطراف بیمار را خلوت کنید. کمک کنید که راه حمل کنندگان به سمت مکانهای امن باز شود.

8- پلیس ضد شورش مسلح به گاز اشک آور، اسپری فلفل و تانکرهای آب جوش و مایعات اسیدی است. مایعات تخصصی مختلفی برای مقابله با هر کدام وجود دارد که متاسفانه در این شرایط نمی توان به آنها دسترسی پیدا کرد. اما در اکثر موارد شستشوی عضو آسیب دیده، خصوصاً چشم ها با آب فراوان کمک می کند. در مورد خاص اسپری فلفل بخاطر حلال چربی در آن، به سادگی با آب شسته نمی شود. شستشو با شیر پرچرب کمک کننده است.

9- کمک بخواهید. در حالی که سعی می کنید مجروح را به بیمارستان برسانید فریاد بزنید «پزشک». احتمال اینکه کسی که کمکهای اولیه می داند در نزدیک شما باشد زیاد است.

اگر کمک اولیه می دانید، خودتان به همراه دوستانتان گروههای کوچک امداد تشکیل دهید و مردم را یاری دهید. یک گروه کوچک امداد متشکل از یک پرستار مجهز به وسایل کمکهای اولیه، چند جوان قوی برای حمل مجروحین به نواحی امن که پرستارها ایستاده اند و چند وسیله نقلیه (حتی موتور سوار) برای حمل مجروحین به بیمارستانهای امن می تواند جان ده ها نفر را به سادگی نجات دهند.

brain-less.blogspot

تحصن نامحدود و شبانه‌روزی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

جمعی از دانشجویان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرده‌اند که از روز شنبه در محل پردیس مرکزی این دانشگاه به صورت نامحدود تحصن خواهند کرد.

متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:

تحصن برای آزادی

پس از وقایع اخیر کوی‌دانشگاه و اعلام تحصن اساتید در مسجد دانشگاه ما هم‌چون باقی دوستان‌مان رفتیم که به ضرب و شتم و جنایت علیه حریم خصوصی دانشجو متعرض شویم اما تنها شعارهایی شنیدیم که شنیدن‌شان خوش است، آن‌قدر شوری این آش زیاد بود که بسیج اساتید و رئیس فرمایشی دانشگاه هم محکومش کردند بنابراین تنها محکوم کردن و شعاردادن به نظر کافی نمی‌آید، اعلام مرحله‌ای بودن و محدود بودن تحصن نشانه‌‌ای است از آ‌ن‌‌هایی که منتظر همراهی‌شان بودیم که این تحصن بیش‌تر به جلوه‌ی در انظار عام شبیه است تا نیل به خواسته‌های به حق ما، بنابراین با همه‌ی احترامی که برایشان قائلیم و همبستگی با ایشان در تحصن زمان‌دار و محدودشان، اعلام تحصن نامحدود به صورت شبانه‌روزی از تاریخ سی ام خرداد هشتاد و هشت تا حصول به نتیجه و رسیدن به آزادی می‌کنیم.

سنگر ما چمن‌های حیاط دانشکده‌ی هنرهای زیبا و سنگ‌فرش آن است و برای بست‌نشینی‌مان به هیچ‌نیرویی بیرون از دانشگاه چشم امید نداریم. سیاسیون و عقلا اگر امام‌زاده‌ای بودند گره از کار خود می‌گشودند اما این به معنای آن نیست که دست‌های کمک‌رسان را پس بزنیم. ما دانشجویان هنرهای زیبای دانشگاه تهران بدون احساس مالکیت این تحصن هر استاد و دانشجویی را در هر کجای این کشور به جمع‌مان دعوت می‌کنیم تا به حصول نهایی که آزادی است برسیم. خواسته‌های این تحصن.

اول، اعلام اسامی کامل بازدشت‌شدگان، آزادشدگان، مضروبین در بازداشت و شهدای احتمالی حمله به کوی.

دوم، عذر‌خواهی رئیس نالایق وقت دانشگاه فرهاد رهبر از دانشجویان و برکناری‌‌اش که با همه‌ی ادعاهای اطلاعاتی حتا نمی‌تواند آماری از زخمی‌ها و کشته‌گان احتمالی کوی بدهد.

news.gooya

پیشین ورودی‌های دیرین

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.